57661825

زبان پدری

ارسال به دوستان
۰
۰



در خانۀ بزرگی که ما در آن قرار گرفته‌ایم یک پدر داریم که وقتی ما در آغوش مادر بودیم از شهر رفت تا روبروی دشمن بایستد و خانۀ امن ما را حفظ کند.

رامین حاجیان فرد – مدرس دانشگاه- پژوهشگر در حوزۀ تمدن، فرهنگ و هنر- به نقش تاریخی و چشم انداز کنونی و آیندۀ زبان پارسی به عنوان میراثی مشترک برای تمام کسانی که در حوزۀ جغرافیایی ایران به سر برده اشاره کرده و با معرفی اصطلاح «زبان پدری» بابی نو در این حوزۀ مطرح کرده است.

او که دارای دکتری تمدن اسلام و جهان از دانشگاه بین‌المللی اسلامی مالزی است، در یادداشتی که آن را در اختیار ایسنا، قرار داده، آورده است:

پدر زودهنگام خانه را ترک می­‌کرد تا شاید لقمه نانی برای ما فراهم آورد. هنگامی ­که عصرگاهان به خانه باز می­‌گشت از خستگی زیاد نیروی چندانی در او نمانده بود تا سخنی گوید. در درازای روز مادر به­ جای او نیز با ما سخن می‌­گفت، همچنان که هنگام خواب برایمان لالایی می­‌خواند. اوضاع در بیشتر مناطق این سرزمین همین­ گونه بوده است. لالایی­‌های کردی، ترکی، بلوچی، عربی، مازنی، گیلکی و غیره. از همین رو به زبان­های لالایی­‌هایمان زبان مادری گفته‌­اند.

اما پدر که پای از خانه بیرون می‌­گذاشت و گاه که به شهرهای دیگری می­‌رفت با هم میهنانش که زبان مادری او را نمی‌­دانستند به پارسی سخن می­‌گفت. اگر او پارسی نمی‌­دانست قادر نبود که در سفرهایش به راحتی به کارهای خود سر و سامان دهد. او در این راه دوستان زیادی در شهرهای دور و نزدیک پیدا کرد، شهرهایی که همگی در میان این گربۀ آرمیده در گذرگاه تاریخ قرارگرفته‌اند. در درازای تاریخی که همواره مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار داشته­‌اند.

در خانۀ بزرگی که ما در آن قرار گرفته‌­ایم یک پدر داریم که وقتی ما در آغوش مادر بودیم از شهر رفت تا روبروی دشمن بایستد و خانۀ امن ما را حفظ کند. ما در آغوش مادر با نوای لالایی او به خواب شیرین می‌­رفتیم. گاهی به زبان کردی و گاهی به زبان آذری برایمان زمزمه می­کرد. گاه به زبان پارسی از داستان‌های «دیو و پری» گفت و گاه به زبان عربی برایمان قصه‌­های «علی بابا و چهل دزد بغداد» را زمزمه کرد. در هر گوشه از این خانۀ بزرگ مادرانمان، ما را با زبانی که آن را زبان مادری می­‌نامیم، پرورش دادند و به سرانجام رساندند.

اما در سوی دیگر پدر که مشغول پاسداری از خانه بود، در حالی که در نبرد خونین و جانفرسا با دشمن دژخیم روزگار با یاد و خاطر همسر و فرزند و به امید حفظ بستر گرم آنها، بی‌خوابی پاسداری شب را به جان خرید و با دیگر هم­رزمانش با زبان پدری سخن گفت. زبانی که برای همه اعضای این خانه بزرگ که ایرانش می­‌نامیم آشنا بود و وسیله‌­ای بود برای برقراری ارتباط در جبهه جنگ با خصم؛ آری زبان پارسی.

مدتی پیش در یکی از شهرهای این سرزمین هنگام سخن با یکی از اهالی فرهنگ و ادب گفت‌وگویی داشتم و در جایی اشاره کرد، بهتر است که زبان انگلیسی همچون زبان رسمی کشور که همگان بدان آگاهی داشته باشند اعلام شود. در این هنگام به ژرفای یک فاجعه پی ­بردم. بر زبان پارسی که سده‌های متمادی همچون دژی استوار در مقابل تاخت و تازهای فرهنگی دوام آورده چه آمده است که چنین دیدگاهی به­ گوش می‌­رسد؟

جایگزینی زبان امری چندان دشوارتر از جایگزینی مذهبی نیست، ولی فرمانروایان غیرپارس، لزومی برای جایگزینی زبان پارسی به زبانی دیگر ندیدند. بر اسکندر،  چنگیز و تیمور چندان دشوار نبود که با فرمانی سر هر که را که به پارسی سخن گوید جدا سازند ولی چنین نشد. به راستی در درازای تاریخ، فرمانروایانی بوده­‌اند که با برق شمشیرهایشان توان بالایی در جابجایی و جایگزینی فرهنگی و دینی داشته­‌اند که در پاره‌­ای از این موارد به کامیابی‌­های بزرگی دست یافته‌­اند. ولی نکته­‌ی چشمگیر آن است که برخی از همین فرمانروایان قدرتمند که از قضا به زبانی دیگر غیر از پارسی سخن می­‌گفتند، هنگام به­ دست آوردن قدرت و فرمانروایی بر این مرز و بوم، زبان پارسی را همچون زبان رسمی کشور برگزیده و در گسترش و بالندگی آن کوشیدند.

نیهارانجای روی- اندیشمند هندی- دربارۀ رواج زبان پارسی در دوران حکومت گورکانیان یا مغولان اعظم بر هند این چنین می­‌گوید: زبان پارسی به­ عنوان تنها زبانی بود که در دربار و در میان قشر روشنفکر رایج بود. اسطوره‌­ها و داستان­‌های جهان اسلام از طریق این زبان و ادبیات آن منتقل گردید. روح تشنۀ مسلمانان عادی جامعه و درباریان با آوازهایی از چکامه‌­های کسانی همچون نظامی، فردوسی، سعدی، حافظ و جامی سیراب می­‌گردید.

اگر این تمثیل را در مورد زبان پارسی همچون زبان پدری بپذیریم، ناچاریم که در هر کجای این سرزمین پهناور زاده شده باشیم آن­ را نیز همچون زبان مادری پاس داشته و به داشتنش بر خود ببالیم. شاید ما هم گاهی در دوران کودکی با این پرسش روبرو شده باشیم که “پدرت را بیشتر دوست داری یا مادرت را؟ ” حتماً پاسخ بیشتر ما این بوده: هر دو را به یک اندازه دوست می­‌دارم!

منبع: ایسنا

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>